تقدّم  کرامت انسان  بر  آزادی

 

 

توضیح: مقاله من که با عنوان کرامت انسان درایران امروز منتشر شد با نگاه انتقادی دوست گرامی آقای علی محمد طباطبایی مواجه گشت که این انتقاد در مطلبی با عنوان درباره کرامت آدمی در ایران امروز انتشار یافت. لازم به توضیح است که مقاله آقای علی محمد طباطبایی باعث نوشتن مطلب حاضر شد و من از این بابت از ایشان سپاسگزارم.

 

 

کرامت انسان و حقوق بشر

 

اعلامیه جهانی حقوق بشر در اولین اصل خود به دو مبنای اساسی برای تعریف "حقوق بشر" اشاره می کند: "آزادی" و "کرامت انسان"، چرا که انسان ها "آزاد" بدنیا می آیند و دارای "کرامت انسانی" برابر هستند. از میان این دو مبنای اساسی، آنچه جادویی است و همواره مصداق خود را حفظ می کند، نه آزادی، بلکه "کرامت" است!

 

 بیایید با دقت بیشتری این دو مبنا را در رابطه با حقوق بشر بررسی کنیم. در ابتدا یک توضیح مقدماتی درباره مفهوم واژه مورد بحث ضروری بنظر می رسد.

 

درباره واژه "کرامت" و مفهوم آن

 

پیش از توضیح درباره اهمیت کرامت انسان و برتری آن بر آزادی، ابتدا باید توضیح داد که این واژه ها همانند هر واژه دیگری، حاصل توافق انسان ها بر سر مفهوم آنهاست. من از واژه "کرامت" به عنوان معادل فارسی dignity  استفاده می کنم زیرا که در حال حاضر واژه بهتری در زبان فارسی نداریم و همین واژه و یا "حیثیت و کرامت انسان" توسط زنده یاد محمد جعفر پوینده در ترجمه اعلامیه جهانی حقوق بشر بکار رفته است. برخی دوستان پیشنهاد می کنند که آن را "شان" و یا "ارجمندی انسان" بنامیم. من تعصبی در انتخاب واژه ها ندارم و به هر حال اجازه دهید تا واژه دیگری پذیرفته نشده، ما واژه "کرامت" را به جای dignity  استفاده کنیم.

 

نکته مهم این است که احترام به آزادی و کرامت انسان، حاصل رشد شعور اجتماعی و وجدان انسان هاست و چنانچه در اعلامیه جهانی حقوق بشر بازتاب یافته است، لزوم پذیرش همگان برای احترام به این مبانی ضروری است تا حقوق بشر محفوظ مانده و در عمل قابل احترام باشد. احترام به آزادی و کرامت انسان بدون آگاهی و پذیرش ما مفهوم نمی یابد و در نتیجه عملی نمی شود.

 

اگر ما به اعلامیه جهانی حقوق بشر معتقد هستیم و آن را می پذیریم، ضرورتا مفاهیم اصولی را که پیش فرض های پذیرش این حقوق هستند نیز می پذیریم. واژه "کرامت" در فیزیولوژی و  DNA  ما انسان ها ثبت نشده است، بلکه توسط وجدان جمعی بشر آگاه و مترقی پذیرفته شده است. اساسی شمردن مفهوم "کرامت انسان" در زمینه های گوناگون تعریف حقوق بشر در اسناد و اعلامیه های سازمان ملل متحد بر اهمیت درک همه ما از این مفهوم تاکید دارد و تلاش برای گسترش درک همگانی درباره آن را ضروری می سازد.

 

سوء تعبیر واژه های مشابه در تعریف ارزش های جمعی

 

نکته ای که شاید مانع از درک کامل مفهوم "کرامت ذاتی انسان" می شود، آن است که ما بر مبنای ارزش های جمعی در زمینه اخلاق یا رفتار اجتماعی مفهومی برای "انسان" تعریف می کنیم که دارای شایستگی اخلاقی و رفتار مناسب اجتماعی باشد. یعنی برای اشاعه و حفظ ارزش های اخلاقی و اجتماعی در جامعه، تعریفی از "انسان" ارائه می دهیم که در حقیقت انسانی نیک پندار، نیک گفتار و نیک کردار است، و نه هر انسان معمولی، و شامل افراد فاقد صلاحیت اخلاقی و یا مجرم نمی شود. اما باید به خاطر داشت که اعلامیه جهانی حقوق بشر درمورد همه افراد بشر صادق است، و نه عده ای افراد برجسته که مورد احترام اجتماعی هستند.

 

به عنوان مثال، همه ما شنیده ایم که "تن آدمی شریف است به جان آدمیت" ولی آیا تن آدم هایی را که "جان آدمیت" ندارند، واقعا بی ارزش می شماریم؟ خیر، در باره هر "آدمی" ما اصل عدم شکنجه را می پذیریم، و قبول داریم که نباید مورد رفتار خشن و بیرحمانه و توهین آمیز  قرار گیرد، و اصل حق زندگی و لغو اعدام را قبول داریم.

ما این شعر را شاید بطور تمثیل گونه در تفسیر ارزش های اخلاقی شخصی خود برای انتخاب دوستان مان بکار گیریم، اما در زمینه عمل و احترام واقعی به "تن آدمی" حقوق بشر را قطب نمای رفتار خود می دانیم.   

 

اینکه "نه هر آدمیزاده از دد به است/که دد ز آدمیزادۀ بد به است" تمثیل دیگری است که شاعری در چند صد سال پیش برای ترویج ارزش های اخلاقی و اجتماعی بکار گرفته است. در مثل جایی برای مناقشه نیست، اما طبیعی است که در زمینه حقوق بشر کاربرد ندارد چرا که نافی کرامت انسان و ناقض حقوق بشر است.

 

بطور سنتی ما در بزرگداشت ارزش های اخلاقی خود تا آنجا غلو می کنیم که فردی را که از این ارزش ها بدور است، "انسان" نمی خوانیم، و یا کرامت او را نفی می کنیم و او را انسان بی ارزشی می خوانیم. به همین ترتیب، ما انسان هایی را که دارای عملکرد اخلاقی یا اجتماعی مثبت هستند، باارزش شمرده و از آنها تجلیل می کنیم. اما این شان و ارجمندی که حاصل ارزش گذاری اجتماعی ماست و براساس اندیشه های والا یا عملکرد مثبت و نیکوکاری انسانی به وی منسوب می شود، بهیچوجه مترادف با مفهوم "کرامت انسان" که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و دیگر اسناد سازمان ملل متحد آمده است، نیست و نباید اشتباه شود.

 

مفهوم "انسان والا" یا فداکار یا قهرمان و از این قبیل مفاهیمی است که با توجه به ارزش های اجتماعی و اخلاقی ما تعیین می شود و توسط جمعی از ما انسان ها به فرد یا افرادی نسبت داده می شود. این صفت ها اکتسابی بوده و ذاتی و همگانی نیست و متناسب با توانایی های افراد، شرایط و موقعیت های فردی و اجتماعی و ارزش ها و انتخاب های فردی و جمعی مفهوم و بروز می یابد. مهمتر از همه اینکه این ویژگی های اکتسابی به "حقوق بشر" کسی نمی افزاید، یا به عکس، فقدان آنها دلیلی برای محدودیت و یا نقض حقوق بشر افراد نیست! گرچه ممکن است این ویژگی های مثبت اجتماعی به کسب برخی امتیازات اجتماعی بینجامد. به بیان دیگر، رفتار بر اساس ارزش های اجتماعی فقط باعث کسب امتیازات اجتماعی می شود و ربطی به حوزه حقوق بشر ندارد. بطور نمونه، جایزه نوبل و دیگر جوایز اجتماعی به افرادی که شایستگی های ویژه ای در فعالیت های خود نشان داده باشند، تعلق می گیرد.  اما این ویژگی ها و شایستگی ها ربطی به موارد مصداق یا نقض حقوق بشر ندارد. حقوق بشر جهانشمول است و ورای ارزش های اخلاقی  و ساختارهای اجتماعی و در مورد همه انسان ها کاربرد دارد و این امر بویژه دررابطه با حقوق طبیعی بشر همانند حق زندگی مصداق دارد.

 

 

تقدّم کرامت انسان برتر از آزادی است

 

یک سری از حقوق بشر، حقوق طبیعی است و از هنگام تولد با اوست و تا دم مرگ با او خواهد بود و  صرف نظر از روابط اجتماعی و شیوه زندگی فردی و جمعی، همواره توسط همه مورد احترام است، مانند حق زندگی. این حقوق بر اساس احترام به کرامت انسان استوار است و قابل سلب نیست. هیچ شخص حقیقی یا حقوقی نمی تواند، ولو به نام منافع جمعی یا امنیت ملی، حق زندگی را از دیگری سلب نموده و او را اعدام نماید.

 

دسته دیگری از حقوق بشر، حقوقی است که در اجتماع و براساس روابط مدنی و سیاسی تعریف می شود که در روابط بین انسان ها و در ساختار اجتماعیسیاسی کاربرد دارد و تعریف می شود، مانند حق آزادی مطبوعات. حقوق اجتماعی ما بر اصل آزادی و برابری انسان ها استوار است. اما این آزادی ها در چارچوب روابط اجتماعی و با توجه به عملکرد افراد در زمینه اجتماع تعریف می شود و بنابراین نهادهای اجتماعی همچون مجلس شورا می توانند محدوده ای برای این حقوق تعیین نموده و نهاد اجتماعی دیگری همچون دستگاه قضایی می تواند این حقوق را از برخی افراد سلب نماید.

 

بدین ترتیب می بینیم که کرامت انسان بر آزادی او برتری دارد بدین مفهوم که کرامت را نمی توان کاهش داد، محدود کرد، یا نفی نمود در حالیکه آزادی انسان ها را می توان کاهش داد، محدود کرد یا سلب نمود. افراد به خاطر ارتکاب جرم حتی به زندان انداخته شده و از بسیاری از حقوق و آزادی های خویش محروم می شوند، اما کرامت آنها خدشه دار نمی شود.

 

نکته بسیار با اهمیت این است که حتی سلب آزادی افراد به کرامت آنها لطمه نمی زند. یعنی اینکه فرد جنایتکاری مثل صدام یا پینوشه اگر به خاطر جنایت های خویش محاکمه و زندانی شود، یعنی از همه آزادی ها محروم شود، در زندان نیز بایستی احترام به کرامت انسانی وی حفظ شده و بر همین اساس با وی رفتار شود. از همین روست که اصل اول از مجموعه اصول حمایت از افراد تحت بازداشت و یا در زندان که در سال 1988 توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسیده است، بیان می دارد که با همه افراد تحت بازداشت و یا در زندان بایستی به شیوه انسانی  با "احترام به کرامت ذاتی فرد انسان"  with respect for the inherent dignity of the human person   رفتار شود.

 

بدین سان، هر فردی، صرف نظر ار اعمال و کردار و یا اعتبار اخلاقی و وجهه اجتماعی وی، دارای کرامت انسانی هست و احترام به این کرامت انسانی همیشه و تحت هر شرایطی باید حفظ شود چرا که کرامت انسان ذاتی اوست، ربطی به محدودیت حقوق مدنی و سیاسی ندارد، و با سوء رفتار مدنی و سیاسی خدشه دار نمی شود. این اصل پایه ای و اساسی احترام به حقوق بشر همه انسان ها است. بدون درک اهمیت و ضرورت احترام به کرامت انسان نمی توان حقوق بشر را درک کرد و پذیرفت.