ما و سازمان ناتنی مجاهدين

اگر خاموش بنشينيم، گناه است!

 

 فروردین ۱۳۸۲

 

سازمان مجاهدين خلق پديده غريبي است: اعضايش خواهران و برادران تني ما هستند، ولي سازمان مجاهدين و سياست هاي آن با مردم ما ناتني است! و متاسفانه حتي با اعضاي خودش هم ناتني است.
سازمان مجاهدين به هر دليلي متاسفانه به راهي رفته که در کنار صدام قرار گرفته و نه تنها رودرروي مردم ايران، که رودرروي مردم عراق هم ايستاده است. اکنون شرايط خشونت بار اين دوران گذار عراق اعضاي ساده اين سازمان را و نه رهبري آن را دچار مخاطره کرده است.


خواهران و برادران ما هستند که الآن در عراق گير کرده اند، در خطرند و احتياج به کمک ما دارند: چه بدانند و چه ندانند، چه بخواهند، و چه نخواهند! وقت آن نيست که براي وضعيت اسف بار آنها دنبال مقصر بگرديم و تقصير را به اندازه هاي گوناگون ميان رجوي و ديگران قسمت کنيم! " تقصير رجوي است که سياستهايي چنين اتخاذ کرده؟ يا تقصير خود فرد است که از روي احساسات يا به هر دليلي تصميم به پيروي از اين سازمان را اتخاذ کرده؟ يا تقصير کسي است که ماشه اي را مي کشد و فردي از اعضاي مجاهدين را مي کشد؟ يا تقصير آمريکاست که جنگ را در منطقه راه انداخته و اوضاع چنين شده؟ يا تقصير رژيم ايران است که زمينه حضور چنين سازماني را مي سازد؟ يا ... " زمان قضاوت فراخواهد رسيد!


اما اکنون هنگام عمل براي نجات جان افرادي است که بي حفاظ در مقابل مرگ ايستاده اند! اگر نجنبيم، بايد دنبال عامل تقصير ديگري هم بگرديم: مقصريني که با نقش منفعل خود در پيشگيري از اين قتل ها هيچ کاري نمي کنند. همه آنهايي که نقش فعالي در اين جريان نداشته اند و به اين روند کمک نکرده اند، اما در پيشگيري از آن هم کاري نمي کنند، "خاموشي" برگزيده اند که در اين شرايط "گناه" است.