توهین و تحقیر متهم، چرا؟

 

 

میزان مدرن بودن هر جامعه‌ای را با میزان احترام قوانین آن کشور به حقوق شهروندان آن می‌توان سنجید. مدرن بودن یک جامعه با مدرن کردن دستگاه‌های تکنیکی و استفاده وسیع از کامپیوتر انجام نمی‌شود. بلکه میزان پیشرفت اجتماعی با میزان احترام به حقوق طبیعی، مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شهروندان معنا و مفهوم می یابد.

 

‌رژیم جمهوری اسلامی ایران شاید در زمینه تکنولوژی هسته‌ای و فن‌آوری نظامی از دستاوردهای تمدن بهره‌مند شده باشد، اما در زمینه مجازات شهروندان خویش هنوز قرون وسطایی باقی مانده است. جالب اینجاست که مقامات مسئول این رژیم با وجود اینکه خود بر بی‌تاثیر بودن این شیوه‌های مجازات آگاهی دارند، روز به روز با اصرار بیشتری میزان استفاده از این شیوه‌ها را افزوده و دامنه آن را برای جرایم گوناگون گسترش می‌دهند.

 

اعلامیه جهانی حقوق بشر با تاکید بر احترام به کرامت انسان و بزرگداشت شان و منزلت ذاتی انسان نگاشته شده و مبنای کنوانسیون‌های این سازمان است. ماده پنجم اعلامیه جهانی حقوق بشر بیان می‌دارد که "احدي را نميتوان تحت شکنجه يا مجازات يا رفتاري قرار داد که ظالمانه و يا برخلاف انسانيت و شئون بشري يا موهن باشد."

 

ایران کنوانسیون ضد شکنجه و رفتار يا مجازات خشن، غير انساني يا تحقير کننده را امضا نکرده است. ولی دیگر کنوانسیون‌های سازمان ملل متحد رفتار تحقیرآمیز و شکنجه را منع می‌کنند. به عنوان مثال، ماده هفتم کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی سازمان ملل متحد تصریح می‌کند  که "هیچکس نباید در معرض شکنجه یا رفتار تحقیرآمیز و مجازات غیر انسانی و وحشیانه قرار گیرد." فردی که مرتکب جرمی می‌گردد، به خاطر هر جرمی که مرتکب شده در دادگاه مورد قضاوت قرار می‌گیرد و بر اساس رای دادگاه مجازات می‌شود ولی احترام به کرامت انسانی او باید حفظ گردد. مجازات‌های "تحقیرکننده" و "توهین‌آمیز" نه تنها از طرف سازمان ملل متحد بلکه از سوی سازمان‌های مدافع حقوق بشر همچون عفو بین‌الملل نیز بشدت محکوم شده زیرا بشر مترقی و دنیای مدرن خواهان حذف همه اشکال مجازات ظالمانه، غیرانسانی و توهین‌آمیز " است.

 

تحقیر افراد مجرم یک شیوه‌ کاملا قرون وسطایی مجازات است. در قرون وسطی، شیوه‌های تحقیر همچون "گیس بریدن" و در "ملاء عام گرداندن" نوعی مجازات برای مجرم محسوب می‌شد که تحقیر و سرافکندگی مجرم را به همراه داشت. یعنی اینکه صرف ارتکاب جرم کافی بود که فرد از یک انسان دارای کرامت به یک انسان سزاوار تحقیر و سرزنش و ناسزا کاهش داده شود. همه شهروندان جامعه با دیدن مجرم با موی تراشیده یا در حین مجازات شدن در میدان شهر وی را تحقیر کرده و به نوبه خود وی را مورد توهین قرار می‌دادند. در قرون وسطی هنوز صحبتی از کرامت انسانی به عنوان مبنای حقوق بشر و مفهوم دمکراسی وجود نداشت.

 

شیوه‌ رفتار حاکمیت با شهروندان درشیوه‌های مجازات آشکار می‌شود، و این شیوه‌ها در کشور ما متاسفانه بشدت قرون وسطایی است.  تحقیر مجرم گاه به عنوان مجازات انجام می‌گیرد، یعنی اینکه دادگاه رای می‌دهد که فرد مجرم در ملاء عام شلاق زده شود. گاه تحقیر مجرم چنان امری طبیعی شمرده می‌شود که نیازی نیست به عنوان مجازات رسمی حکم دادگاه برای آن صادر شود. بلکه نیروهای انتظامی و حتی مردم عادی به خود اجازه می‌دهند که مجرم را مورد توهین و آزار روانی قرار داده و کرامت انسانی وی را زیر پا گذارند. به متن خبر زیر که روز 13 اردبیهشت 1385 در ایسنا چاپ شده است، دقت کنید. عکس‌های این صفحه مربوط به همین خبر است.

 

" دو تن از اشرار معروف منطقه نظام‌آباد كه به هواخواهي يكي از همدستان خود اقدام به شمشيركشي و مضروب كردن اهالي محل كرده بودند، پس از دستگيري در محل ارتكاب جرم گردانده شدند.

سرهنگ اصغري، رييس پايگاه چهارم پليس امنيت عمومي تهران در گفت‌وگو با خبرنگار حوادث ايسنا در خصوص دستگيري و اجراي حكم قضايي اين دو شرور توضيح داد: در پي دستگيري يكي از اراذل و اوباش منطقه نظام‌آباد در فروردين ماه سال جاري، دو شرور معروف همان محله به نامهاي مسعود و مهدي كه پسر عمو هستند، با اين احتمال كه مالك قهوه‌خانه‌اي واقع در مسيل باختر در دستگيري همدستشان نقش داشته است در هفتم ارديبهشت ماه به هواخواهي شرور دستگير شده به محل قهوه‌خانه رفته و با عربده كشي و قمه زني، صاحب مغازه را به وسيله يك قبضه شمشير به شدت مضروب كردند.

اين افراد پس از مجروح كردن صاحب قهوه‌خانه با شمشير، از قهوه خانه به سمت خيابان گرگان رفته و سه تن از اهالي محل را نيز مصدوم كرده و سپس متواري شدند.

بدين ترتيب در پي وقوع اين حادثه و اعلام گزارش مردمي به پايگاه چهارم پليس امنيت، بلافاصله ماموران اين پايگاه به همراه پرسنل گشت انتظامي كلانتري نارمك در محل حاضر شده و طي تعقيب و گريزي موفق به دستگيري متهمان شدند.

وي با بيان اين كه بيش از 70 تن با تشكيل پرونده از اين دو شرور اعلام شكايت كرده‌اند، به ايسنا گفت: شرارت، قمه كشي، خفت‌گيري، زورگيري، ايجاد مزاحمت براي نواميس مردم و شرب خمر از جمله اتهامات وارده اين دو تن است كه پس از تشكيل پرونده جهت بررسي به مجتمع قضايي رسالت ارجاع شد.

به گفته رييس پايگاه چهارم پليس امنيت عمومي، ديگر اعضاي خانواده اين اشرار نيز به دليل ارتكاب جرايم مختلف از جمله مواد مخدر سابقه‌دار دستگيري داشته‌اند.

سرهنگ اصغري با بيان اين كه اين اشرار ساكن چهارراه كاووسي در منطقه نظام‌آباد هستند و با قرار صادره تحويل زندان مي‌شوند، خاطرنشان كرد: با توجه به وجود تعداد زيادي اراذل و اوباش و شرور در محدوده نظام‌آباد، بيشتر اشرار اين منطقه با تشكيل باندهاي جداگانه به هواخواهي و پشتيباني از يكديگر، برخاسته و در جريان درگيري با يكديگر، حوادث ناگواري را رقم مي‌زنند.

رييس پايگاه چهارم پليس امنيت عمومي با اشاره به اين كه اجراي حكم گرداندن اين دو متهم به شرارت در منطقه ارتكاب جرم، درس عبرتي براي ساير اراذل و اوباش محل مي‌شود، اذعان كرد: اين در حاليست كه گرداندن اشرار در محل ارتكاب جرم مانعي براي عدم تكرار جرم از سوي آنها نمي‌شود، چراكه بعضا اين گونه مجازات‌ها از آنجاكه سوابق متهمان را سنگين‌تر مي‌كند، موجب افتخار و سربلندي آنها است.

به گزارش خبرنگار ايسنا، اهالي نظام‌آباد در صورت شكايت از اين دو شرور مي‌توانند با مراجعه به مجتمع قضايي رسالت و يا پايگاه چهارم پليس امنيت عمومي با تشكيل پرونده اعلام شكايت كنند."

 

چند نکته در مورد این خبر و عکس‌ها بطور جدی تکان دهنده است. مراسم تحقیر و آزار روانی مجرمین بلافاصله پس از دستگیری و توسط نیروهای انتظامی انجام گرفته است. به بیان دیگر این "مجازات تحقیر آمیز" که چوب در آستین متهم کرده، سر او را به شیوه زشتی تراشیده، یک تابلوی "اراذل و اوباش" به گردن وی آویخته، و وی را در ملاء عام می‌چرخانند، انجام می‌گیرد، و حتی پیش از آنکه جرم وی در دادگاه ثابت شود و مجازات وی روشن شود، انجام می‌گیرد! در واقع این یک مجازات جانبی بوده که جزء مجازات رسمی نیست و نیاز به دادگاه ندارد. بلکه توسط نیروهای انتظامی انجام می‌گیرد. مردم نیز در این مجازات قرون وسطایی شرکت کرده و مثلا یک نفر یک کلاه بوقی مسخره بر سر یکی از متهمین می‌نهد. جالب اینکه رئیس پلیس که دستور این مجازات بدون حکم دادگاه را داده است، خود تصریح می‌کند که " گرداندن اشرار در محل ارتكاب جرم مانعي براي عدم تكرار جرم از سوي آنها نمي‌شود!"

در این که این مجازات‌ها قرون وسطایی است، بحثی نیست. اما در اینکه چرا این شیوه‌ها در سال 2006 هنوز در کشور ما اجرا می‌شود، خیلی جای پرسش هست. چرا فرهنگ ما این مجازات‌ها را می‌پذیرد و سکوت می‌کند؟ چرا مردم با دیدن این مراسم تحقیر و توهین و آزار روانی به جای اعتراض، با آن همکاری می‌کنند؟ چرا حتی روشنفکران ما که گفتمان‌های گوناگون مربوط به دمکراسی و حقوق بشر و حتی تشکیل جبهه دمکراسی و حقوق بشر را به پیش می‌برند، در اینباره سکوت می‌کنند؟ آیا واقعا ما ایراد اینگونه مجازات‌های توهین آمیز را نمی‌بینیم؟! آیا تحقیرکرامت انسانی افراد به بهانه اینکه مرتکب جرم شده‌اند، جای تامل و پرسش نیست؟

 

از آغاز به اجرا گذاشتن قوانین جمهوری اسلامی در ایران شاهد قصاص بوده‌ایم که عقب‌مانده‌ترین شیوه انتقامجویی را به نام عدالت رسمیت بخشیده و به اجرا درمی‌آورد. قصاص تنها بهانه اعدام نبوده و ایران بقدری در اجرای اعدام زیاده‌روی کرده است که هم‌اکنون یکی از سه کشوری است که درصدر لیست کشورهای دارای بالاترین رقم سالیانه اعدام شهروندان قرار دارد. در دورانی که دنیای متمدن اعدام را عملی غیرانسانی می‌شمارد و آن را از قوانین رسمی کشورها زدوده و از آن دوری می‌جوید، اعدام خلافکاران مرتکب جرایم عمومی روزبه روز بیشتر افزایش می‌یابد. وقتی که ارزش جان انسان در جامعه‌ای تا این حد سقوط کند که اعدام هم به عنوان مجازات و هم به عنوان شیوه رسمی  و قانونی انتقام‌گیری اجرا شود، و کرامت انسانی مجرمین محکوم به اعدام با اجرای مجازات مرگ در منظر عمومی زیر پا گذارده ‌شود، فرهنگ احترام به کرامت انسان لطمه می‌خورد، و کرامت انسانی مجرمین بویژه پایمال می‌گردد.

 

جدا کردن انسان‌ها به دو دسته شهروند عادی و مجرم و تبعیض قائل شدن در میزان کرامت انسانی و شان و منزلت و حقوق بشر آنها باعث دورشدن از اصول بنیادین اعلامیه جهانی حقوق بشر و احترام به مبانی حقوق بشر می‌شود. رفتار توهین‌آمیز با مجرمین و تحقیر افراد متهم نمی‌تواند بدور از توهین و تحقیر عمومی شهروندان صورت پذیرد، و رفتارتوهین‌آمیز با مجرمین و متهمین حتما گونه‌ای از توهین به شهروندان عادی را به همراه خواهد داشت. زیرا کرامت انسانی زمانی ارج گذاشته می‌شود که احترام آن در مورد هر انسان حفظ شود.